الملا فتح الله الكاشاني
26
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
رسيده باشد چون آجر و سفال . مُسَوَّمَةً در حالتى كه سنگها نشان كرده شدهاند باسم آنكس كه محكوم است به هلاكت او عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ نزد پروردگار تو براى از حد درگذشتگان چون ابراهيم معلوم كرد كه ايشان بمؤتفكه ميروند به جهت اهلاك قوم لوط دل مباركش بجهة برادرزادهء خود متألم گشت و گفت آيا حال او در آن بلا چگونه گذرد ملائكه گفتند غم مخور كه بلوط و دختران او ضررى نخواهد رسيد . فَأَخْرَجْنا پس بيرون خواهيم آورد مَنْ كانَ فِيها هر كه در ديهاى مؤتفكه باشد مِنَ الْمُؤْمِنِينَ از گرويدگان بلوط . فَما وَجَدْنا پس نخواهيم يافت فِيها در آن ديهها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ غير از اهل يك خانه از مسلمانان كه آن لوط است و دختران او گفتهاند كه در مدت بيست سال يك كس از قوم لوط ايمان نياورده بود . وَ تَرَكْنا و باقى گذاشتيم فِيها آيَةً در اين ديها نشانهء از عذاب كه آن احجار مسوّحه است يا احجار منضوده يا اسوداد مياه منتنه لِلَّذِينَ براى عبرت آنان كه يَخافُونَ الْعَذابَ الْأَلِيمَ بترسند از عذاب دردناك يعنى ديدهء اعتبار گشوده بوسيلهء كسب ايمان مثل آنعذاب را از خود بازدارند چه جمعى كه قساوة دارند و بنهايت عنادند به اين علامة متنبه نميشوند و بعد از آن در بيان قصهء موسى و فرعون و استيصال قبطيان خبر ميدهد كه . وَ فِي مُوسى و نيز در قصهء موسى آيتى است مر اهل اعتبار را كه گردانيديم در قصهء موسى نشانهء براى مؤمنان ترس كار إِذْ أَرْسَلْناهُ چون فرستاديم او را إِلى فِرْعَوْنَ بسوى فرعون و قوم او بِسُلْطانٍ مُبِينٍ بحجتى روشن كه آن يد و بيضاست و عصا و غير آن . فَتَوَلَّى پس برگشت از ايمان آوردن بِرُكْنِهِ بقوة خود يعنى بسبب آنچه متقوى و مستظهر بود بدان از كثرة جنود و خزاين از ايمان اعراض نمود يا گردانيد كسانى را كه ركن او بودند و بايشان مستند و متقوى از قبول حق وَ قالَ و گفت كه موسى عليه السّلام ساحِرٌ جادوست و بچشمبندى خارق عادت بما مينمايد أَوْ مَجْنُونٌ يا ديوانه است كه از عاقبت كار خود نمىانديشد چون فرعون از موسى برگشت و و بوى طعنه زد و قوم با وى در طغيان اتفاق كردند . فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ پس گرفتيم او را و لشگر او را بغضب و قهر خود فَنَبَذْناهُمْ پس بيفكنديم همه ايشانرا فِي الْيَمِّ در دريا و غرق ساختيم وَ هُوَ مُلِيمٌ در حالتى كه فرعون ملامت كننده بود مر نفس خود را كه چرا اعراض كردم و بر او طعن زدم . وَ فِي عادٍ و در قصهء قوم عاد نيز آيتى است براى عبرت اهل اعتبار إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ چون فرستاديم